تبليغاتX
لبخند ژوکند

لبخند ژوکند

و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و ایمانم را قربانی مصلحت نمی کنم

 حالا بعد از سال تحویل این اولین پستی است که می نویسم و نمیدانم باز هم مثل سال پیش به اندک پست  های وبلاگی قناعت خواهم کرد یا آنکه دل و دماغ بیشتری برای نوشتن در این وبلاگ خواهم داشت!؟ با این همه هنوز به وبلاگ و پدیده وبلاگ نویسی به عنوان یک اتفاق خوب و تاثیر گذار حداقل در زندگی خودم می نگرم و دیگر باور کردم که آینده از آن کسانی است که بهترین استفاده را از تکنولوژی هایی که وارد زندگیمان شده است بکنند. با اندکی برای همه آرزوی سالی خوب دارم و دعا می کنم این سال یکی از خاطره انگیزترین سال های عمر ما باشد. و اما این شعر که در ادامه می آید برای یکی از  عزیزترین انسان های زندگی است که این روز ها تولد ۲۷ سالگی اوست.

حالا

      میان من و تو

هیچ فاصله ای نیست

تنها کلامی

که عاریت گرفته از انسان امروز نباشد

حالا

      تمام پنجره ها سوی تو باز می شود

تو از شرق طلوع می کنی

و آسمان سراسر شرق است

زمین

      بدون تو 

                یک ظلمت است

و من

       تمام ظلمت زمین

***

آهای بانو!

بانوی هزاره های نخستین من

دخترک مشرق زمین

آغوش گرمت را

                    به من بسپار

می خواهم

             تا انتهای زمان

با تو باشم

 

23 فروردین ماه1388

بی ربط: عکس های تله کابین گنج نامه همدان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 1:56  توسط مهرداد حمزه  |