تبليغاتX
لبخند ژوکند

لبخند ژوکند

و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و ایمانم را قربانی مصلحت نمی کنم

شاید خواب می بینم!

نه، بیدارم

اینجا انتهای دنیاست

روز فرو می افتد

و شب فرا می رسد

باد پنجره اتاق را می گشاید

تمام تاریکی زمین

بر سرم می ریزد

نفسم می گیرد

صورتم رنگ می بازد

و مردمکان چشمم گشاد می شود

کسی در این تاریکی

آینه را از برابرم می دزدد

و من در این ظلمات

به جستجوی

کور سوی چراغی می گردم

نه،

   تو

      تنهایم نخواهی گذاشت

اسفند ماه۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 2:18  توسط مهرداد حمزه  |