تبليغاتX
لبخند ژوکند

لبخند ژوکند

و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و ایمانم را قربانی مصلحت نمی کنم

اگر نگاهی به قوانین موجود در جامعه بیاندازیم، خواهیم دید که بسیاری از قوانین جاری در سطح  ضد زن بوده و روحی زن ستیزانه بر آن قوانین حکم فرماست . این قوانین در طول سالیان سال باعث شده تا زنان ایرانی از رسیدن به جایگاه واقعی خود دور بمانند و جنبش زنان ایران بیش از هر چیز دیگر به دنبال تغییر این قوانین باشد. نمونه بارز فعالیت های جنبش زنان ایران در این راستا، "کمپین یک میلیون امضا" است که با هدف تغییر 10 قانون تبیعض آمیز علیه زنان فعالیت خود را آغاز کرده و همچنان ادامه دارد. این کمپین که کاملا اهداف خود را حول محور تغییر این قوانین تعریف کرده است علی رغم همه مقاومت های مدنی تا به امروز توانسته تاثیر قابل قبولی را در بین توده های مردم بگذارد و بسیاری از مردم جامعه را که تا پیش از این با قوانین نا برابر کنار آمده بودند و لزومی به تغییر این قوانین نمی دیدند را مجاب کند که این قوانین باید تغییر یابد و برای تغییر آن باید تلاش کرد.

اما براستی تغییر این قوانین به نفع چه کسی و یا چه گروهی از مردم است؟ آیا فقط این زنان جامعه هستند که از تغییر این قوانین نفع می برند یا به طبع آن مردان نیز از این امر منتفع خواهند شد؟  برای اینکه به پاسخ این سوال برسیم نگاهی می اندازیم به برخی قوانین موجود در جامعه . بدون شک همه قوانین مدنی درهم تنیده است و ارزیابی یک قانون بدون در نظر گرفتن تأثیر آن بر قوانین دیگر و تأثیری که از دیگر قوانین گرفته است، ره به جایی نخواهد برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:25  توسط مهرداد حمزه  | 

به یکی از دوستانم قول داده ام یک هفته هر روز وبلاگم را به روز کنم. خنده دار است ،نه! آخر تا دیروز بر این باور بودم که آدم باید حرف به درد بخوری داشته باشد تا آن را در وبلاگ یا هر جای دیگر بنویسد، اما حالا برای آنکه زیر قولم نزنم مجبورم هر هروز حتی در حد یکی دو جمله کوتاه هم شده وبلاگم را به روز کنم. خودم احساس می کنم تجربه جدیدی است، وقتی حرفی برای نوشتن نداشته باشی و مجبور به نوشتن باشی. البته این تجربه را بارها در روزنامه انجام داده ام، اما در روزنامه برای غم نان باید نوشت و وبلاگ فضایی است که الزامی به نوشتن نداری. با این حال این اتفاق را به فال نیک می گیرم. شاید و احتمالا چند یادداشت کوتاه در مورد نگرش فمینیستی خودم بنویسم. ممکن است برای خیلی ها این سوال پیش بیاید که چگونه یک مرد می تواند تفکرات فمنیستی داشته باشد و اساسا چرا یک مرد باید در جنبش های فمینیستی فعالیت کند!؟ این یک دغدغه جدی برای من و برخی از دوستانم است. موضوعی که می تواند بحث های فراوانی را به دنبال داشته باشد. مردان فمنیست در همه جای جهان وجود دارند و در ایران هم تعدادشان کم نیست. از همه کسانی هم که در این زمینه علاقه مند هستند، اظهار نظر کنند و یا مطلب خاصی در  زمینه دارند دعوت می کنم تا نظرات خود را در این مورد  بازگو کنند. فعلا همین.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 19:40  توسط مهرداد حمزه  | 

الان نزدیک به دو ماه است که هیچ پستی در وبلاگم نداشته ام. نمی دانم واقعا باید از چه نوشت و از چه گفت. شاید هم کار کردن در روزنامه آنقدر آدم را به مرز روزمره گی می برد، که دیگر هیچ حرفی برای گفتن باقی نمی ماند.قبل از آنکه بخواهم این پست را بگذارم، سری به برخی سایت ها و وبلاگ ها دوستان زدم که چند تا از آنها فیلتر شده بودند و الباقی نیز تنها به بیان برخی اتفاقات ساده که گاهی به لعنت خدا هم نمی ارزند اکتفا کرده بودند. البته قصد توهین یا جسارت به کسی را ندارم، اما در مملکت آنقدر همه چیز یکنواخت، تکراری و کسل کننده شده است که نوشتن در رابطه با آنها کاری عبث و بیهوده است. تازه وقتی هم فکرش را می کنی ، متوجه می شوی تمام مخاطبان تو یک گروه خاص از جامعه هستند که هر چه را می خواهی بنویسی، می دانند و ضرورتی برای تکرار مکرارت پیدا نمی کنی!؟ حالا با این اوصاف چه باید گفت و نوشت، خدا می داند؟ شاید هم این گونه حرف زدن من به خاطر این باشد که واقعا حرفی برای گفتن ندارم و برای توجیه کار خود دارم مثنوی می سرایم! شاید هم ....!؟

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:46  توسط مهرداد حمزه  |