تبليغاتX
لبخند ژوکند

لبخند ژوکند

و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و ایمانم را قربانی مصلحت نمی کنم

این روزها شاید حرف های زیادی برای گفتن داشته باشم اما حوصله نوشتن آن را ندارم، این روزها همه اش به چیزهای ساده می اندیشم، به چیزهایی ساده که سال هاست در داشتن آنها را با خود همراه ساخته ایم، اما چه می شود کرد که داشتن آنها برایمان تبدیل به یک رویا شده است. این روزها که میگذرد من در اندیشه فرداها هستم. فرداهایی که نمی دانم باز هم داشتن چیز های کوچک برایمان یک رویا خواهد بود یا ....

 مطلب زیر هم در مربوط به ۲۲ شماره ویژه نامه فرهنگ آشتی در همدان می شود که تنها آ را اینجا می آورم به نشانه آنکه هستم.....

 

این روزها با نزدیک شدن به ایام انتخابات مردم روستاها و حاشیه نشینان که جمعیتی قابل توجه دارند مورد توجه بسیاری از کاندیداهای مجلس قرار گرفته و مردم این مناطق هر روز شاهد آن هستند که یک یا چند کاندیدا در بین آنها حاضر می شوند و به بیان برنامه و اهداف خود از کاندیدا توری برای مجلس میپردازند تا با جلب نظر آنها بتوانند در ردیف نمایندگان مجلس قرار گرفته و بر کرسی سبز مجلس تکیه بزنند.

از دادن وعده هایی همچون حل مشکلات معیشتی ، بیکاری، فقر ، اعتیاد و .... گرفته تا توزیع کالای اساسی مردم در این مناطق و صرف شام ونهار با آنها همه اتفاقاتی هستند که این روزها مردم روستا نشین و حاشیه شهر ها با آنها مواجه گردیده و گاهی نیز برای آنها تبدیل به یک تفریح شده است.

ساکنان این مناطق مردمی هستند که شرایط بد زندگی و گاهی جبر زمانه پاره ای اوقات آنها را از داشتن حداقل ها هم محروم ساخته و حالا به یک کاندیدا یا نامزد انتخاباتی به چشم یک نجات دهنده نگاه می کنند و منتظرند تا شاید از این وضعیت رهایی یابند و با خود می گویند شاید این بار همه چیز درست شود. شاید این بار این وعده ها عملی گردد و شاید....

اما براستی چه قدر این وعده ها جامه عمل به خود خواهند گرفت. چند نفر از این کاندیداهای محترم که گاه در ایام انتخابات سوار بر پیکان می شوند و به نقاط سفر می کنند و برخود فریضه می دانند که عملکرد همه گذشتگان را زیر سوال برده و از مشکلات ریز و درشت سخن به میان آورند و خود را تنها کسی بنامند که می تواند از پس این مشکلات برآید، پس از انتخاب شدن هم به این حرف ها پایبند خواهند بود.

چند نفر از این افراد حاضرند حتی اگر انتخاب هم نشدند حداقل سالی یک بار به این مناطق سر بزنند و پای درد دل همین مردمی بنشینند که امروز از آنها می خواهند به او رای دهند.

 چند نفر از این افراد که حالا نزدیک به انتخابات مردم این مناطق را به شام و نهار مهمان می کنند، می دانند که ممکن است در دیگر روزهای سال همین زنان و مردان و کودکان سر گرسنه بر بالین بگذارند. چند نفر از این دوستان حاضرند و یا می دانند .... 

آری، انتخابات اگر چه می تواند زیبا باشد اما صحنه هایی هم دارد که قدری انسان را به تامل فرا می خواند. صحنه هایی که باید قدری در چگونگی شکل گیری آن اندیشید و....

و امروز در جامعه ای که قرار است خود را به جوامع توسعه یافته دنیا برساند ، چندان زیبا نیست که اختلاف دهک های پایین و بالای جامعه به قدری باشد که عده ای تنها خواست و دغدغه شان غم نان باشد و از همین روی بزرگترین درخواستشان از یک کاندیدا و یا نماینده مجلس تنها فراهم ساختن فضایی باشد که در آن محتاج نان شب نبود و عده ای....

القصه اینکه  این روزها، روزهای پر رفت و آمد در روستاها و حاشیه شهر ها است و مردم این مناطق مثل همه انتخابات های گذشته روزهای خاصی را تجربه می کنند و همچنان در انتظار این هستند تا شاید این بار دیگر وعده هایی که می شنوند، عملی گردد.

شاید این روزها کودکان این مناطق رویاهایی را در ذهن می پرورانند که آینده شان بر اساس آن رویاها شکل خواهد گرفت.آیا این رویا ها تحقق خواهد یافت. تنها می توان امیدوار بود و به آینده چشم دوخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:46  توسط مهرداد حمزه  |