تبليغاتX
لبخند ژوکند

لبخند ژوکند

و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و ایمانم را قربانی مصلحت نمی کنم

برگ سیاه

وقتی که خبر توقیف مجله "زنان" رو شنیدم ، خیلی جا خوردم . نشریه "زنان" علی رغم همه مشکلات 15 سال شاید هم بیشتر توانسته بود دوام بیاورد و در بسیاری از موارد هم حتی برای آنکه  بتواند بماند دست به خود سانسوری می زد که این را می شد از برخی مطالبش به خوبی فهمید. با تمام این اوصاف باز هم نتوانستد  حضور این نشریه را تحمل کنند. نشریه زنان حتی با وجود اختلاف نظرهایی که بین فعالان جنبش زنان در مورد دیدگاه های این نشریه به ویژه شخص مدیر مسئول آن یعنی "شهلا شرکت"  بود همواره به عنوان یکی از مهم ترین تریبون های فعالان حقوق  زنان در ایران به خصوص در سال های دهه 70 محسوب می شد. به نظر می آید آنچه که برخی ها را وا داشته تا این نشریه را تعطیل کنند، مشکل دار بودن نشریه نیست بلکه مشکل دار بودن اعضای تحریریه این نشریه از دیدگاه آنان است وگرنه نشریه زنان همواره در چارچوب قانون حرکت می کرد و حتی گاهی مواضعش قدری هم محافظه کارانه بود. واقعا نمی دانم جامعه ما دارد به کجا می رود....!!!؟؟؟

 

برگ سفید

در حالی که خبر تعطیلی نشریه زنان بر روی خبرگزاری ها رفته و تیتر برخی روزنامه ها شده گروهی از فعالان جنبش زنان در اقدامی جالب سایت مدرسه فمینیستی را راه انداخته اند. پیشنهاد می کنم حتما به این سایت سری بزنید. هر چند که احتمالا  و به همین زودی ها این سایت رو هم فیلتر خواهند کرد....!؟  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 16:44  توسط مهرداد حمزه  | 

داشتم قدری وبگردی می کردم. در یکی از وبلاگ ها به نام زیر تیغ که متعلق به ناشا میرفتاح است با مطلب جالبی برخورد کردم که خواندش خالی از لطف نبود و نیست. این مطلب مربوط به جوابیه "کانون نویسندگان ایران" به "محمد قوچانی" می شود. گویا قوچانی که حالا سردبیر هفته نامه "شهروند امروز" است در یکی از شماره های هفته نامه خود تحلیلی در باب فعالیت های کانون نویسندگان نوشته و آنها را به ایدئولوژیک بودن متهم کرده و نیز از اینکه در مرگ "قیصرامین پور" بیانیه ای صادر نکرده اند، گلایه کرده است.

برای من کانون نویسندگان همیشه مظهر آزادی خواهی روشنفکران ایران بوده و هست و نمی توانم باور کنم که این کانون و بزرگانی همچون هوشنگ گلشیری، احمد شاملو، جلال آل احمد و صد ها  انسان وارسته دیگر که بردن نامشان نیاز به زمانی دراز دارد کاری را بی دلیل انجام داده باشند و یا اینکه از پس تمام این اندیشه های  بزرگ و بسیط  که دور همدیگر جمع شده اند بخواهند خود را محصور حرکت های ایدئولوژیک بکنند!؟ با این همه هنوز حیرانم از فردی چون محمد قوچانی که در این سال ها داعیه سردبیری روزنامه هایی را داشته و دارد که خود را همگام با روشنفکران جامعه می دانند، چرا به کانون نویسندگان که بی شک نمادی برای آزادی خواهی جامعه روشنفکری ایران است، اینگونه تاخته است. شاید هم فقط یک گاف بزرگ مطبوعاتی باشد و یا شاید ....!؟

 

جوابیه کانون نویسندگان ایران به محمد قوچانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:37  توسط مهرداد حمزه  |